ღ♥ღآسمان آبی استღ♥ღ
آنگاه که نومیدی برجانت پنجه افکندورهایت نکردبه من امیدوار باش...(زمر-53)

 

تازه ترکن داغ مارا،طاقت دوری نمانده

شکوه سرکن درتن ما،تاب مهجوری نمانده

پرگشایدشوروشیون ازجگرهاای دریغ...

دل،به زخمی شعله ورشد

جان،به عشقی مبتلاشد

برنتابدسینه ما،داغ چندین ماجرا

تازه شد به هوای تودل تنگ ما ای وای...

تازه شد به هوای تودل تنگ ما ای وای...

تازه ترکن داغ مارا،شعله زدجانم خدا!

باتوهرگز برنگرددعهدوپیمانم...

من زنده ام ای وطن درپناه تو

سرچه باشد برتن،جان چه باشدبرکف

تا سپارم درراه تو...

ماند دردلم داغی ازفریادتو

شدوقت دلتنگی ها بایادتو

من زنده ام ای وطن درپناه تو

سرچه باشد برتن،جان چه باشدبرکف

تا سپارم درراه تو...

 

پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٢٠ | ٩:۱٠ ‎ب.ظ | aseman | آسمانی ()

درباره آسمان

حرفهایت را به من می گویی،دستم را می گیری وبه سرزمین های دور ودراز می بری.در سکوتت،زندگی می خواندو از پشت پنجره ات آسمانی پیداست که بوی رویا وقصه می دهد.من باتو تنها نیستم و این سکوتت را دوست دارم...
منو وبلاگ
امکانات وب